خرید بک لینک

در ابتداي سخن از اساتيدم، اصحاب محترم رسانه و همكاران خبرنگارم به علت پاسخگویی بالاجبار به اندیشه ای كه در آن قلم مقدس يك رسانه، پرداختن به مسائل شخصي و تخريب شخصيت را در اولويت خود قرار داده است، عذرخواهي مي كنم و با كسب اجازه از تمامي مخاطبين عزيز سايت خبري تحليلي هم آوا، نكاتي را يادآور مي شوم كه شايد هرگز نبايد در يك رسانه بيان شود.

برادران و خواهران بزرگوارم در سايت ...؛

آري كاش من هم جوان جوياي نام بودم، ولي حيف كه 8 سال از جواني ام در دولت مهرورزي، برايم موهاي سفيدي را به ارمغان آورد كه در اين مدت و در مغازه هاي 4 متري اجاره اي واقع در زيرزمين پاساژهاي اين شهر با فتوكپي و تايپ براي همشهريانم به سختی وصف ناپذیر سپري شد و افتخار مي كنم كه در اين 8 سال اصلاح طلب ماندم و پس از این نیز خواهم ماند؛ ولي زود پير شدم و افسوس كه هرگز جوياي نام نبودم تا شايد چون برخي به نان و نوایی برسم.

دوستانم سخن از تخريب چه كسي مي گوييد وقتي خود قلم را آلوده به تخريب شخصيت مي كنيد؛ به راستی كدامين تخريب؟! شايد فراموش كرده ايد كه وظيفه اصلي من و شما اطلاع رساني و بيان مطالبات بحق جامعه و بخصوص اقوام میهنم است؟! با چه تفسيري پيگيري سخنان بي سابقه منتسب به يك كانديدا (حتی اگر کذب محض هم باشد) را تخريب وي تلقي مي كنيد؟! چگونه رسانه اي ادعا مي كند كه مستقل است، ولي از كانديدايي كه سخنان منتسب به وی، خود و شهرش را در آستانه تخريب قرار داد، اينگونه دفاع مي كند؟!

بی شک اولين رسالت رسانه اي من و شما در مواجهه با چنين رويدادهايی، بازخواست فرد مورد نظر و تنوير افكار عمومي است؛ چرا از ايشان نپرسيديد كه چرا و چگونه چنين سخناني را در صورت صحت ادعاها، به زبان آورده است؟! چرا از ايشان مطالبه نكرديد كه به عنوان منتخب بخشي از مردم شريف اين شهر، در اطلاعيه يا بيانيه اي رسمي از مردم اروميه و ايران عذرخواهي كند يا حداقل دليل احتمالی بيان چنين سخناني را در صورت صحت توضيح دهد؟! آيا از ايشان پرسيديد كه چرا تاكنون مشت انقلابي خود را روانه بلندگوهای رسانه اي بيگانه و تجزيه طلب كه به صورت علني از ايشان حمايت كرده و مي كند، نكرده است؟! چگونه رسانه هاي اصلاح طلب را به همسويي با رسانه هاي بيگانه متهم مي كنيد ولي در برابر رسانه اي كه چشم طمع به خاك پاك اين سرزمين دوخته، سكوت مي كنيد؟! آيا از ياد برده ايد كه بهانه را دست رسانه بيگانه آن كسي مي دهد كه نسنجيده در جمعي عمومي سخن بگويد نه آن كسي كه اين سخنان بي سابقه را نقد كند؟!

عزیزانم؛ به لطف پروردگار و محبت جاودانه معدودی از بزرگواران که مصادف شد با تولد مبارک تنها فرزندم، آري نزديك به يك سال است كه كارمند قراردادي و معمولي فرمانداري اروميه هستم؛ اما پيش از اين نيز خوب مي دانستم تا صداي بزرگواراني چون شما از بنده اصلاح طلب بلندتر است، زيرزمين پاساژهاي شهرم بي صبرانه انتظارم را مي كشند و خوشحالم كه تا به امروز در برابر بسياري از مسائل مالي و اخلاقي و ... سربلند بوده و خواهم بود، چرا كه اگر نبودم شما امروز حتماً پا را فراتر از سخنان امروزتان مي گذاشتيد!

متاسفانه يكي از مظلوميت های تاريخي رسانه هاي اصلاح طلب همين است كه رسانه هاي فراقانوني هميشه آنها را به نقض قوانين متهم مي كنند و امروز دردناك تر اين است رسانه اي كه خود مجوز قانوني ندارد، مديرمسئول يكي از معدود رسانه هاي قانوني و دبير يكي از انگشت شمار احزاب قانوني استان را متهم به رفتار فراقانوني مي كند! ترديدي نيست بنده در وقت قانوني كارمند ساده فرمانداري هستم، ولي خارج از ساعات اداري، مديرمسئول يك رسانه و دبير يك حزب سياسي هستم و آنهایی كه خود پايبند به قانون نيستند، نمي توانند براي بنده که هیچ سمت مدیریتی ندارم چارچوب تعريف كنند؛ هر چند كه تمام تلاش بنده كه هميشه خود را متعهد به فعاليت براساس قوانين مصرح مي دانم، دوري از تداخل خدمت دولتي با فعاليت هاي برون سازماني بوده و خواهد بود.

امروز من به جاي شما از فرمانداري متشخص و قانونمند پوزش مي خواهم كه در اين مدت تمام تلاش خود را معطوف به شفافيت در عرصه انتخابات كرد و زمينه اي را براي همراهي اصحاب رسانه در طول روند برگزاري انتخابات فراهم كرد كه در تاريخ اين شهر بي سابقه بود؛ شايد تنها جرم وي اعتماد به بنده براي حضور در مجموعه تحت مديريتش باشد كه از ايزد يكتا مي خواهم من را شايسته اين اعتماد قرار دهد.

در سوی دیگر بنده را متهم به جواني، تندروي، اصلاح طلبی و افراطی بودن كرده ايد، اما نگفته ايد كه از كي جواني و اصلاح طلب بودن جرم شده يا دليلي براي افراطي بودن و تندروي من بيان نكرده ايد؛ به راستي از كدام تخريب و كوبيدن سخن مي گوييد يا چه كسي اين حق را به شما داده كه فقط خود را نيروي انقلابي و سايت ارزشي بناميد؟! حداقل در مورد خودم اين حق را به شما نمي دهم كه بنده را از اين عرصه مقدس كه متعلق به تك تك ايرانيان متعهد سرزمينم هست، بيرون برانيد؛ فراموش نكنيم كه نيروي انقلابي و سايت ارزشي پايبند به اخلاق و منش اسلاميست و هرگز زبان به تهمت، توهين، تهديد و افتراق نمي گشايد.

نادر قاضي پور و تمامي آنها كه به ايشان اعتماد كرده و راي دادند نیز براي بنده قابل احترام بوده و خواهند بود، اما از من نخواهيد كه به سخنان منتسب به ايشان احترام بگذارم؛ هر آنچه بنده و تمامي همكاران رسانه اي ام تا به امروز گفته و خواهيم گفت، نقد آنچه است كه به ايشان منتسب شده و اين تخريب نيست و انتقاد و پیگیری يك رويداد تلخ، سازماندهي و زنجيره نمي خواهد و هر رسانه مطالبه گري خود در اين وادي قدم نهاده و خواهد نهاد و اين حق رسانه است كه پاسخ رسمي و صريح ايشان را تحت يك بيانيه روشنگرانه مطالبه كند.

همکارانم؛ تشویش و جفا را آنهایی علیه نادر قاضی پور کردند که سخنگوی خودخوانده وی شدند و نگذاشتند وی صریحاً درباره آنچه که به وی منتسب بود، با مردم سخن بگوید و ابهامات را برطرف کند؛ چه بسا اگر اینگونه می بود، بهانه از دست رسانه بیگانه نیز گرفته می شد و اگر امروز این کاندیدا، منتخب حدود یک چهارم واجدین شرایط رای در شهرستان ارومیه بود، در دوره های آتی موفق به کسب آرای اکثریت آنها می شد؛ البته بیشتر افسوس می خورم که هنوز در کشورم رسانه ای هست که با قلمش، اصلاح طلب و انقلابی و مردم عادی را در طیف های جداگانه صف بندی می کند و می نویسد: "مردم ارومیه از هر طیفی چه اصلاح طلب باشند و چه انقلابی و مردم عادی منافع شهر خود را قربانی منافع زودگذر مادی و یا معنوی نمی کنند."

بزرگواران؛ از کدام سوءاستفاده از موقعیت یا وابستگی سخن می گویید؟! به راستی کسی را یارای مقابله و برخورد با مطالب جهت دار و هدایت شده هم آوا نیست یا رسانه بدون مجوز شما؟! از کدامین منافع و مطرح شدن صحبت می کنید؟! بهانه را بنده به رسانه ها دادم یا سخنان خارج از عرف و منتسب به یک کاندیدا؟! فراموش نکنیم که هیچ رسانه متعهدی به ارومیه و مردم شریف آن نتاخته و نخواهد تاخت، بیایید به مخاطبین خود دروغ نگوییم.

عزیزانم؛ من نه می خواهم و نه می توانم که اقدامات شورای محترم نگهبان را زیر سؤال ببرم؛ بنده نه یارای تشویش علیه منتخب مردم را دارم و نه چنین جسارتی یافته ام که مسئولان شورای نگهبان را تحریک کنم؛ آنچه از رسانه تحت مدیریت بنده منعکس شده، نگرانی از تکرار چنین سخنان بی سابقه ای در انتخابات های آتی توسط کاندیداهای دیگر است، که اگر امروز من و شما و نهادهای متولی در برابر چنین رفتاری سکوت کنیم، راه را برای سوءاستفاده گران احتمالی در آینده باز خواهیم کرد؛ قطعاً شورای محترم نگهبان ثابت خواهد کرد که صلاحیت واقعی افراد ملاک است و لا غیر، لذا بهتر است من و شما خود را در جایگاهی نبینیم که اینگونه به آسودگی دیگران را مفسد فی الارض محسوب کنیم!

اما سخنی دیگر با گرداننده یا گردانندگان محترم سایت مذکور که من نمی دانم مورد حمایت کجا بوده و یا حداقل عملکرد فراقانونی شان این شائبه را ایجاد کرده است، این می باشد که آری نه شورای محترم نگهبان با جوسازی چند فرد ناشناس عملی را انجام می دهد و نه رسانه ها حق دارند در کار این شورا دخالت کنند و حکم بر رد یا تایید یا انقلابی و غیرانقلابی بودن فردی دهند؛ پس شما را مخاطب قرار می دهم و سخن خودتان را بازگو می کنم که "مردم ارومیه این کارهای شما را فراموش نخواهند کرد که چگونه در مواقعی که شهرشان به حمایت احتیاج داشت، چنان بر سر ارومیه مظلوم و با نام قاضی پور تاختید که گویی دشمنان قصد انتقام از اهالی ارومیه را دارند!"

امیدوارم فارغ از این موضوع و طیف بندی های سیاسی، برخی از افرادی که می خواهند با دست یازیدن به عناوین مقدسی چون انقلابی و ارزشی، اهداف سیاسی خود را پیش برند، حداقل به درجه ای از بصیرت برسند که علیه شهر و مردمان شهر خود به خاطر بازی های زودگذر سیاسی دست به قلم نبرند و امیدوارم که همه ما موقعیت حساس ارومیه و مسیر اعتلای آن را به دور از هرگونه اندیشه سیاسی، قومی، مذهبی و ... درک کنیم.

پایان کلام؛

اگر سخنم طولانی بود، احساسی بود، بی ادبانه بود و هر آنچه که شما نمی پسندید بود، به بزرگواری خود ببخشایید که بخشش از بزرگان است و نه جوانان جویای نام؛ با تمام وجود پیام پرمهرتان را شنیدم! اما از صمیم قلب نوروز باستانی و فرا رسیدن سال نو را خدمت تک تک گردانندگان سایتتان تبریک می گویم و آرزو می کنم که اگر پارسال همدل و همزبان برای اعتلای میهن نکوشیدیم، امثال همه برای پیشرفت و سربلندی شهر و سرزمینمان همراه شویم و جریانات اصیل اصول گرایی و اصلاح طلبی و باورمندان واقعی این اندیشه ها را فدای افراد و مجادلات سیاسی نکنیم ...

برچسب: نویسنده: استان‌ها تاريخ: سه شنبه 10 فروردين 1395 ساعت: 11:04

صفحه بندی