خرید بک لینک

امااز طرفی در کشور ما بنیاد ها،ستادها،موسسات ،سازمانهایی فراوانی سالهاست بی ضابطه به فعالیتهایی اشتغال دارند که این فعالیتها نه تنها کوچکترین خیری نصیب ملت ودولت نکرده بلکه هدر رفت میلیاردها تومان از منابع بیت المال را باعث شده اند

دیرزمانی است که فرهنگ نقدشدن و نقدپذیرفتن دارای اشکالات متعددی است. بی تردید حق طبیعی هر فردی است که انتقادات و پیشنهادات خود را به صورت منطقی و مؤدبانه بیان کند و انتظار داشته باشد که مسئولان و متولیان در هر رده به این نظرات توجه کنند و خود را به عنوان خدمت گزار مردم، در مقام پاسخ گویی بدانند. اما باید به این نکته نیز توجه کرد که نقد کردن بیشک با مجادله، هتاکی و بیحرمتی متفاوت است و از سوی دیگر پاسخ هر انتقاد نباید برخورد چکشی باشد.

به گزارش تابناک ایلام،در نظام جمهوری اسلامی ایران وبراساس قانون اساسی سه قوه مجریه ،مقننه وقضاییه بعنوان سه رکن اصلی نظام ،هرکدام به فراخور وظیفه سازمانی که برای آنها تعریف شده است به انجام وظایف خود مشغولند اما بدلایل سیاسی دسته ای براحتی مورد نقد وحتی هجمه قرار می گیرند ولی دسته ای نیز بدلایلی که شرح آن در ادامه این مطلب خواهد آمد خود را از هرگونه نقد وکاستی مبری دانسته وبا کشیدن دیواری ستبری بر اطراف خود ،کسی یارای نقد وحتی بیان کاستی های آنان را ندارد!

به قول دکتر عماد افروغ باید شرایط مساعد برای نقد و انتقاد فراهم شود و مسئولان باید سعه صدر داشته باشند و حتی در برابر تخریبها و تخطئهها به تعبیر امام(ره)، هم از گشایش لازم برخوردار باشند و هم از آن فرصت بسازند. به عبارتی اگر کسی تخریب می کند اتفاقا این فرصت خوبی برای دولتمردان است که به آن پاسخ مستدلی بدهند و این به لحاظ اجتماعی هم بازتاب خوبی خواهد داشت که افکار عمومی شاهد باشند که کسی تخریب میکند و طرف مقابل جواب قانعکننده میدهد.
متأسفانه این در کشور ما بر عکس است، به نوعی حالتی است که برخی مسئولان تصور میکنند نباید به آنها نقدی وارد کرد و اهرمهای مختلفی هم برای جلوگیری از انتقاد از زور و ثروت گرفته تا روشها و فرآیندهای اغوایی و همراه با فریب در اختیار خود دارند.

متأسفانه پس از انقلاب اسلامی رابطه قدرت - ثروت به رابطه قدرت - منزلت تسری پیدا کرده است و حالتی در جامعه بعضا ایجاد میشود که این منتقدین هستند که باید نزد مردم زیر سؤال بروند در حالی که اصلا اینگونه نیست و نباید باشد.


منتقد که نباید از کسی اجازه بگیرد و گشایش صدر داشته باشد، بلکه فقط میتوان به منتقد توصیه اخلاقی و اجتماعی کرد که در واقع اگر نقد همراه با راه حل ارائه دهد بهتر است، قالب نقدش محترمانه و مؤدبانه باشد بهتر است، دلسوزانه و با نیت خیرخواهانه باشد بهتر است، اما این موارد هیچ ربطی به نقد خوب ندارد، زیرا همان داستان دوستی خاله خرسه پیش میآید؛ یعنی کسی می تواند کاملا دلسوز باشد اما در پس این دلسوزی، آگاهی و نقد عالمانه وجود نداشته باشد که نتیجه عکس هم میهد.

این روزها صرفنظر از تایید یا رد آن موضوع انتشار فیش های نجومی به بهانه ای برای بیان ضعف ها وعدم نظارت بر مدیران دستگاههای متعدد مبدل شد ،وفرصتی پیش آمد تا عده ای با استفاده از فضای بوجود آمده حسابی از خجالت هم در آمده وضعفها وکاستیهایی که سالیان سال مستور مانده بود بمنظور بهره برداری سیاسی دست به افشاگری آن بزنند،اما دراین بین تنها مدیران دستگاههایی مورد نقادی وحتی هجمه قرار گرفتند که بنوعی نان خور قوه مجریه محسوب شده ودیگر دستگاهها از این حسابرسی مردمی وجناحی تاحدودی در امان ماندند!

باید پذیرفت که حقوقهای نجومی بنا به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی هجمه به ارزشها بود،هجمه ای که درآن منافع ملی واعتماد مردم به ارکان نظام را هدف گرفته بود؛ اما در این بین نباید نقش افراد وابسته به جناحهای مختلف سیاسی کشور که بدون توجه به منافع ملی ،صرفا جهت تامین مطامع سیاسی وحفظ یا کسب قدرت ،درست یا نادرست موضوعاتی را مطرح می نمودند نادیده گرفت ،موضوعاتی که خواسته یا ناخواسته تامین کننده منافع دشمنان دیرینه این نظام وانقلاب بود.

امااز طرفی در کشور ما بنیاد ها،ستادها،موسسات ،سازمانهایی فراوانی سالهاست بی ضابطه به فعالیتهایی اشتغال دارند که این فعالیتها نه تنها کوچکترین خیری نصیب ملت ودولت نکرده بلکه هدر رفت میلیاردها تومان از منابع بیت المال را باعث شده اند ،منابعی که فراوانی آنها چندین برابر حقوقهای نجومی به منافع ملت زیان وارد نموده واز سویی نیز می توانست دردهای بیشماری از مردم محروم وزجر کشیده را درمان نماید،ولی این دستگاههای پرتعداد تاکنون بدلیل ژستهای فرهنگی ومذهبی و...که به خود گرفته اند از زیر چتر دستگاههای نظارتی ونقدهای رسانه ای فرار کرده وکسی هم توان نقادی وحسابرسی از آنها را ندارد!
حقیقتا در این کشور طرحهای فراوانی بنام تقویت فرهنگ وارزشهای اسلامی توسط دستگاههای مختلف در حال اجراست، طرحهایی که با صرف میلیاردها تومان اعتبار تنها بر روی کاغذ باقی مانده اند اما در عمل کوچکترین تاثیری بر وضعیت فرهنگی جامعه از خود برجایی نگذاشته اند،چرا که به موازات اجرای این طرحها که با صرف اعتبارت سرسام آور همراه بوده است ،بجای پیشرفت شاهد پسرفت فرهنگی بوده ایم! حال این سوال مطرح است آیا مخاطرات وجود این دستگاهها و عدم اجرا شدن عملی این طرحهاکه با تحمیل میلیاردها تومان هزینه به بودجه بیت المال همراه بوده است خطرناک تر از دریافت کنندگان فیش های نجومی برای منافع ملی نیست؟

به همان اندازه که وجود مدیری با دریافت حقوق نجومی برای کشور مضر است ،این دستگاهها که با سند سازی مجعول تنها بنام فرهنگ وارزشهای اسلامی ودر سایه مقدسات، میلیاردها تومان از بودجه بیت المال را صرف کاغذ بازیهای بی نتیجه خود می نمایند برای کشور ومنافع ملی کشور مضر هستند ،چرا باید برای دسته اول نقد حلال باشد ولی کسی نتواند از تخلفات وسوء استفاده های دسته دوم حتی دم بزند؟!اگر نقادی اصلاح امور را بدنبال دارد پس حلال وحرام معنایی ندارد وبرای همه باید بطور یکسان وجود داشته باشداز سویی کسی هم حق ندارد به بهانه های مذهبی ودینی ،نقد نمودن از چنین دستگاههایی را هجمه به ارزشها ی انقلاب تلقی نموده تا آن بتوانند در فضایی امن به امورات بی نتیجه خود ادامه دهند.

به گفته یک جامعه شناس ،هم به لحاظ فلسفی و هم به لحاظ اجتماعی، اگر نقد وجود نداشته باشد اختلاف ها به لایه های زیرین اجتماعی می رود و نفاق حاکم میشود و بعضا انسان فکر می کند که وحدت، جامعه را فراگرفته است در حالی که امکان ندارد در حیات دنیوی شاهد یک وحدت کامل باشیم و این مسئله تنها مختص حیات اخروی و عالم عقل و مجردات است.
نقد کردن و نقد پذیری، سرمایه ای ارزنده برای اصلاح فرد و جامعه به شمار می رود و شناخت کاستیها و تلاش برای زدودن آنها گامی است اساسی در رسیدن به رستگاری فردی و اجتماعی. از این رو انتظار می رود منتقدان و مسئولین طبق فرمایش مقام معظم رهبری با شرح صدر با یکدیگر برخورد کنند تا شاهد پیشرفت روزافزون کشورمان باشیم و فضای جامعه را از تنش ها به دور نگه داریم.

اگر قرار است نقدی وجود داشته باشد باید همه مدیران ودستگاهها بطوریکسان زیر تیغ نقد منصفانه قرار گرفته ودر مقابل اعمال خود پاسخگو باشند، این منصفانه نیست که دستگاهها ومدیرانی براحتی به نقد وبررسی عملکرد تن داده ،ولی دستگاهها ومدیرانی هم وجود داشته باشند که تنها بدلیل قرار گرفتن در لفافه مقدسات از نقد وبررسی عملکردشان در امان باشند چه بسا همین در لفافه ماندن ها بهانه ای برای سوء استفاده های کلانی باشد که تاکنون مورد توجه قرار نگرفته اند.


برچسب: نویسنده: استان‌ها تاريخ: يکشنبه 10 مرداد 1395 ساعت: 14:23

صفحه بندی